مصطفى محقق داماد
38
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
است . كسى كه داراى حق شفعه مىشود و به فوريت آن را اعمال نمىكند . ترديد بعدى كه آيا با فوت فوريّت ، اين حق معتبر و قابل اعمال است يا نه ؟ ترديد در بقاى حق شفعه است از اين جهت كه مقدار قابليت و استعداد بقا و دوام حق نامعلوم است « 1 » . در اينجا شك در مقتضى است ، در مورد شك در مقتضى بايد گفته شود : اصولا از ابتدا استعداد و قابليت و آنچه كه مقتضى استمرار حالت سابق است مورد ترديد قرار مىگيرد . براى روشن شدن مسئله مثال سادهاى ذكر مىشود : فرض كنيد چراغى در خانهاى روشن است و صاحب خانه براى مدتى از منزل خارج مىشود . هنگام ترك منزل هرچند چراغ روشن بوده ولى در مورد آنچه كه موجب دوام روشنى چراغ است از جمله مقدار نفت موجود اطمينان قطعى وجود ندارد آنگاه شخص ترديد مىكند كه آيا چراغ همچنان ، روشن باقى مانده يا خاموش شده است ؟ در اينجا آنچه جوهره اصلى و اساس شك را تشكيل مىدهد ترديد در مورد مقدار نفت يعنى مقتضى ادامه روشنايى چراغ است ؛ يعنى از ابتدا ترديد وجود دارد كه اصولا چراغ قابليت ادامه روشنايى را دارد يا نه . پس در اينجا شك در مقتضى مصداق پيدا مىكند كه در واقع وجود نفت و به عبارت ديگر آن چيزى است كه علت و يا مقتضى روشن ماندن چراغ است . 2 - شك در رافع در اين مورد يقين داريم كه موضوع قابليت بقا را داشته است ( بر خلاف شك در مقتضى كه همين استعداد و قابليت از ابتدا متيقّن نبوده ) ؛ ولى ترديد به وجود مىآيد كه آيا اين قابليت هنوز وجود دارد يا به سبب حدوث وضعيت جديد يا
--> ( 1 ) - اصفهانى ، شيخ محمد حسين بن محمد رحيم ، الفصول فى الاصول ، مبحث استصحاب ، ص 2 .